سندرم از خود دور ماندگی - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 0:01
وقتی چند قدم در دانشگاه ها میزنی گوشی دستت می آید.که اینها که مدام درین راهرو ها ازین ور به آن ور ، دنبال این و آن میدوند تعلقی با اسم و مفهوم علم و شناخت ندارند.میفهمی خودت هم اشتباه امده ای. به قول استاد فهمیده مان که بعد فهمیدیم خیلی هم نمی فهمد ، خاک بر سر کسی که درین پاییز سر کلاس نشسته است...چ
خودارضایی برای خودشناسی - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 2:20
مغز ما در حالتی که فعالیت مربوط به محرکات بیرونی به حداقلش میرسه ، مثه خواب و حال گیاهی(vegetative-state) بعد از استاد شدن تو تصادف ، بازم یه فعالیتی داره که بش میگن فعالیت زمان استراحت(resting-state activity)،واین که فعالیت زمان استراحت مغز چقدر و چطور باشه در پاسخ ما به محرک بیرونی تعیین کنندس.مل
اتاق - تاریخ: 1396/2/24 ساعت: 2:36
نشستم و به تابلو هایی نگاه میکنم که از مدت ها پیش به دیوار اتاقم میخ شده اند. بعضیشان عکس های قدیمی اند از ادم های زیرخاک و لبخندشان به لب تنها لحظه ای مصنوع است که عکاس با فریادش آفریده است: همه بخندید! دیگری صورت پدرم است که دوست نقاشش به یادگار کشیده.عینکی ته استکانی و گونه هایی سرخ دارد با پوستی...
مرثیه ای برای یک رویا - تاریخ: 1396/2/24 ساعت: 2:36
مرزیست میان آنچه عشق می خوانندش و بازیچه ای که ذهن برایمان درست می کند. هیچ نمیدانم ازو و دنیایی ساخته ام ازو ! کرخت و بی جان نشسته ام و هر گاه آهنگ از اوج به فرود می شتابد ، خیال در صورتم میشکند و تکه تکه واقعیت بدنم راضخمی می کند زندگی من در ات
تاملی در جنسیت - تاریخ: 1396/2/24 ساعت: 2:36
فروید را به شوخی میگیریم وقتی اروس را نیروی زندگی میگوید.این تل های گوشت را ، کدام انگیزش، کدام کشش صبح به صبح از تخت رخوت بلند می کند؟چند درصد طنز هایمان را آمیزش جنسی تشکیل می دهد؟چند درصد از موسیقی عامیانه و بعضا خاص فریاد این نیرو است؟ و چقدر حا
دایره تباهی - تاریخ: 1396/2/24 ساعت: 2:36
انگار جعبه ای باشم که زندگی را محصور کرده باشد و مدام زندگی به در دیوارم بزند. این توصیفی است از آرام نداشتن و قرار نگرفتن، از استیصال.اما به حد کافی گویای اوضاع نیست.در مرکز همه این احساساتی که میخواهیم بدنمان هزار تکه شود و به هزار جهت پرتاب شود
وصواص - تاریخ: 1396/2/24 ساعت: 2:36
- برا زحنت یدونه اصم بزار. - رازیه...نه مرزیه...نه اسقر...اسغر خوبه ولی دوصت داشتم زهنم ذن بودا...ولی حمین اسقر خوبه. -خب چیا اسقرا ازیت میکنه؟ -کسیفی.اسقر از کسیفی هالش به حم میخوره.اسقر مدام داره میگه وای این کسیفه وای اون کسیفه، بعدم نمیطونه طمیذش
معلم - تاریخ: 1396/2/24 ساعت: 2:36
شب نخوابیدم...به درون خودم خزیده بودم و ضربان قلبم را در جای جای بدنم حس میکردم...کلیه هایم ، شانه هایم ، دست هایم...صبح پیش رو پر از ناشناخته بود و من انچنان زندگی را در عزلت و توجه به خود گذرانده بودم که اولین جلسه ی کلاس زبان با ادم هایی که هیچ کد