برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی
نشستم و به تابلو هایی نگاه میکنم که از مدت ها پیش به دیوار اتاقم میخ شده اند. بعضیشان عکس های قدیمی اند از ادم های زیرخاک و لبخندشان به لب تنها لحظه ای مصنوع است که عکاس با فریادش آفریده است: همه بخندید! دیگری صورت پدرم است که دوست نقاشش به یادگار کشیده.عینکی ته استکانی و گونه هایی سرخ دارد با پوستی سوخته و دماغی که نشان خاندان ماست!
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی